تحولات منطقه

۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۷
کد مطلب: ۱۱۲۸۷۷۹

در سال‌های اخیر، قیمت دلار و تتر مانند کوهنوردی بود که با وجود خستگی، مدام به قله‌های بالاتر صعود می‌کرد. این صعود، بی‌دلیل نبود؛ تورم، تحریم و کسری بودجه، سوختِ این حرکت بودند.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

در سال‌های اخیر، قیمت دلار و تتر مانند کوهنوردی بود که با وجود خستگی، مدام به قله‌های بالاتر صعود می‌کرد. این صعود طولانی‌مدت، بی‌دلیل نبود؛ تورم، تحریم و کسری بودجه، سوختِ این حرکت بودند. اما امروز نشانه‌هایی در نمودارها و ویترین صرافی‌ها دیده می‌شود که نشان می‌دهد این کوهنورد دیگر «نفس» ندارد.

تحلیل‌های علمی نشان می‌دهند که بازار نه تنها خسته است، بلکه در حال آماده شدن برای یک عقب‌نشینی بزرگ است. اولین نشانه تغییر جهت بازار، چیزی است که اقتصاددانان به آن «کاهش کشش تقاضا» می‌گویند. به زبان ساده: قیمت بالا رفته، اما دیگر کسی در این قیمت‌های نجومی (مثل ۱۶۰ یا ۱۷۰ هزار تومان) خریدار نیست. وقتی قیمت بالا می‌رود اما مشتری جدید وارد بازار نمی‌شود، یعنی جیب جامعه دیگر توان همراهی با گرانی را ندارد. در واقع «تقاضای نهایی» خشک شده است و این اولین جرقه برای ریزش است.

در علم بازار (الگوی وای‌کاف)، مرحله‌ای وجود دارد به نام «توزیع» (Distribution). این دقیقاً همان وضعیتی است که الان در آن هستیم. در این فاز، قیمت در ظاهر بالاست و لرزان به نظر نمی‌رسد، اما بازیگران بزرگ و حرفه‌ای در حال فروختن دارایی‌های خود به افراد آماتور هستند. قیمت درجا می‌زند، اما دیگر «شتاب» ندارد. مثل خودرویی که پدال گازش تا انتها فشار داده می‌شود اما سرعتش زیاد نمی‌شود؛ این یعنی موتور بازار سوخته است.

در بازار ارز، عددی وجود دارد که به آن «میانگین انتظارات» می‌گوییم. سطح ۱۰۶ هزار تومان برای تتر، فقط یک عدد خشک و خالی نیست؛ این مرز، نقطه‌ای است که خریداران و فروشندگان در گذشته بر سر آن توافق زیادی داشتند. اگر قیمت به زیر ۱۰۶ هزار تومان سقوط کند، یعنی «پرمیوم ریسک» (هزینه‌ای که مردم بابت ترس از آینده روی قیمت دلار می‌کشند) تخلیه شده است.

با شکستن این مرز، ترسِ از گران شدن جای خود را به «ترس از ارزان شدن» می‌دهد و همه برای فروش مسابقه می‌دهند که به آن فاز «مارک‌داون» (Markdown) یا ریزش رسمی می‌گویند شاید پرسیده شود چرا هدف ریزش، اعداد ۵۸ تا ۶۳ هزار تومان است؟ ذهن انسان و بازار دارای چیزی به نام «لنگرگاه ذهنی» (Anchoring) است. این نواحی قیمتی جایی هستند که بازار در گذشته مدت زیادی در آنجا آرام بوده و معامله‌گران آن قیمت‌ها را «منصفانه» می‌دانند.

بازار مانند کشی که بیش از حد کشیده شده، تمایل دارد به نقطه‌ای برگردد که در آن «تعادل» وجود داشته است. باید واقع‌بین باشیم؛ کاهش قیمت تتر و دلار به این معنا نیست که فردا همه کالاها ارزان می‌شوند.ما با پدیده‌ای به نام «چسبندگی قیمت» روبرو هستیم؛ یعنی کالاها به راحتیِ دلار ارزان نمی‌شوند. همچنین «تورم در زنجیره تأمین» همچنان وجود دارد. بنابراین، این ریزش بیشتر شبیه به تخلیه حباب ناشی از ترس و جریانات سیاسی است، نه لزوماً معجزه در ساختار اقتصادی کشور.

در پایان شواهد علمی و رفتاری نشان می‌دهد که دلار دیگر «خریدار» ندارد. نبودِ نقدینگی در قیمت‌های بالا و احتمال توافقات سیاسی، این دارایی را در لبه پرتگاه قرار داده است. اگر سطح ۱۰۶ هزار تومان شکسته شود، تتر دیگر دلیلی برای ماندن در پله‌های بالا ندارد و سقوط به سمت کانال ۶۰ هزار تومان، یک سناریوی کاملاً محتمل و علمی خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha